|
می پرسد : خوبی ؟؟؟ می گویم : هه …آنقدر خوب..... تنها دندان عقلم درد می کند... زهرخندی می زند و می گوید : آخر عاقل شدن درد دارد ، دخترک ..... اشک در چشمانم جمع می شود ... نه از درد دندان عقل که از درد عاقلی ... با خودم زمزمه می کنم ; آری ... عاقل شدن درد دارد ... مجبور باشی به انتخاب آدمها از روی حساب و کتاب... درد دارد . مجبور باشی به ترک آدمها بخاطر مصلحت ... درد دارد . مجبور باشی به فراموشی احساس ، درد دارد .... آری عاقل شدن درد دارد !!!! دندان عقلم را می کشم ... درد دارد .... می بینی ! ترک عقل هم درد دارد ! + نوشته شده در دوشنبه 9 شهریور1388 0:21 توسط بریدا |
|