|
دوست خوبم فاَئزه جون....همیشه دوستت دارم.......... + نوشته شده در دوشنبه 16 مهر1386 15:14 توسط idahoo |
+ نوشته شده در پنجشنبه 12 مهر1386 22:21 توسط idahoo |
انسان می خوانم خود را٬ با کلامی که درکش نمیکنم! با نوایی که شنیدنش را توانم نیست! با دلی که تاب تپیدنش نیست! و "من"٬ همچنان تردیدی در انسان بودنم نیست! تاب عریان شدن از این پوستینم نیست و خود را میشی میپندارم در میان گرگ ها غافل از این که گرگ بودن شاید تقدیر من است! و "من"٬ همچنان تردیدی در انسان بودنم نیست! "ا ن س ا ن" با "الف" آمدم! با "ن" نامیدند مرا ! نائب شدم در این عالم! با "س" سر بر آوردم در میان بودنهای دیگران! با "الف" دوم اشتیاق ماندن را در خود پروراندم! با "ن" اما نیست شدنم باید و این را" ن" میخواهم!!! شاید "س" ام را کاری دگر بود در این خلقت!! و "من"٬ همچنان تردیدی در انسان بودنم نیست! حیوان نیستم من! آنها را کلامی نیست! از ان نوعی که نمی فهمندش! نوایی که .......! و اما " ح ی و ا ن " "ح" یاتش را ! "ی"اریش را! "و"حشتش را! "ا"ختیاری نیست! "ن"یست شدنش را حتی ......!!! انسان میخوانم خود را با وحشت از این که هر چیز دیگری باشم!!! ♀A ♀ FOR aida + نوشته شده در دوشنبه 19 شهریور1386 22:50 توسط idahoo |
Smack that Shady Smack that all on the floor Up front style ready to attack now I feel you creeping , I can see from my shadow Ooh...Looks like another club banger They gonna flip for this Akon I feel you creeping , I can see from my shadow Smack that all on the floor Eminem is rollin', D and em rollin' Boo I feel you creeping , I can see from my shadow Smack that all on the floor + نوشته شده در جمعه 16 شهریور1386 21:16 توسط idahoo |
"We all have our pleasures, mine is the pain of others." + نوشته شده در جمعه 16 شهریور1386 20:25 توسط idahoo |
برگ را به سبزینه اش بخشیدیم و گاو را به گوساله اش. جاده را به اتوبان بخشیدیم و آسمان را به ستاره اش. مداد را شکستیم و کاغذ را مچاله اش. عروسیش را رقصیدیم و بخشیدیم به رقصنده اش. + نوشته شده در جمعه 16 شهریور1386 15:32 توسط idahoo |
من براي سالها مي نويسم سالها بعد که چشمان تو عاشق مي شوند افسوس که قصه مادربزرگ درست بود هميشه يکي بود و يکي نبود these five words so bright and true happy birthday and i love you + نوشته شده در پنجشنبه 15 شهریور1386 22:34 توسط idahoo |
مختصر انگيزه اي از برای نوشتن آمد که تا حرام نشده بايد آنرا خرج کرد خیلی وقته که دیگه حرف دلم و نمیزنم و فقط سرک میکشم به ذهن کسی که فقط منم زل ميزنم به رهگذراني كه رفتهاند و رویای کوچه ای که پر است از نبودنم روبه روی کفش هایی نشسته ام که هی جفت میشوند به سمت نرفتنم نمیدونم چندمین شبی ست که دفن شدم در گوری که فقط منم رو به خودم سلام..اول از دوست خوبم تشکر میکنم که تو همه چیز منو سهیم میدونه و بعد نوشته هامو تقدیم میکنم A FOR AIDA + نوشته شده در پنجشنبه 15 شهریور1386 22:9 توسط idahoo |
|