|
توی اتوبوس ، کیپ تا کیپ مسافر نشسته و ایستاده ! من و دوستم هم طبق معمول با کلی وسیله ایستادیم و با اینکه جفتمون داریم از خستگی می میریم چنان با انرژی حرف می زنیم و می خندیم که خانم میانسالی که کنارمون ایستاده ، با لبخند میگه : وقتی خنده هاتونو دیدم کلی ذوق کردم ، داشتم به بغلیم می گفتم چقدر خوبه هنوزم بین دخترای جوون کسایی هستن که غمگین و اخمو نیستن ! دوستم لبخندی می زنه و میگه : آخه ما دیدیم غم و غصه ها که تمومی نداره واسه همین خودمونو زدیم به بی عاری ! این چند ساعتی که با همیم فقط می خندیم ! منم می خندم و میگم : ما غصه ها و گریه هامونو می بریم تو رختخواب ، اونموقع هم اونقدر خسته ایم که یادمون میره اشکا و غصه ها رو ! خانومه می خنده و ما هم شوخی مسخره مونو از سر می گیریم و باز هم خنده های بلند بلند !!!! پ.ن : منم شدم مثه اسکارلت قصه بر باد رفته که با هر اتفاق بد و با هر رنج تازه ای چشامو می بندم و می گم الان وقتش نیست ، فردا راجع بهش فکر می کنم ! و باز هم مثل همون قصه هرگز فردایی نمیاد برای فکر کردن و هرگز اتفاقی حل نمی شه !!! + نوشته شده در چهارشنبه 30 اردیبهشت1388 22:46 توسط بریدا |
اون صدفی که فکر می کردم توش مرواریده ، خالی خالی بود.... حیف از اون همه سعی و عذاب برای بدست آوردنش ! + نوشته شده در دوشنبه 28 اردیبهشت1388 22:58 توسط بریدا |
آخرین حلقه زنجیر هم پاره شد !!!! + نوشته شده در یکشنبه 27 اردیبهشت1388 0:34 توسط بریدا
چه لذت بخش است بدانی ، در این دنیا کسی هست که از داشتنت احساس غرور می کند ! + نوشته شده در یکشنبه 20 اردیبهشت1388 1:9 توسط بریدا |
دست خودم نیست،اما زنهایی که بچه هایشان را بیشتر از شوهرشان دوست دارند، دوست ندارم !!!! + نوشته شده در شنبه 12 اردیبهشت1388 22:55 توسط بریدا |
نفهمیدن دلیل دوست داشته نشدن به مراتب سخت تر از دوست داشته نشدن است ! می فهمی ؟؟؟؟؟!!!! + نوشته شده در شنبه 5 اردیبهشت1388 0:34 توسط بریدا |
فلانی می گوید : وقتی کسی را واقعا دوست داریم دلمان می خواهد کنارمان نگهش داریم.به هر مشقتی که شده !!!! می روم توی فکر ! یادم نمی آید اینگونه خواستنت را ! حالا هی زور بزن و بگو دوستت دارم !!! من که باورم نمی شود ! + نوشته شده در شنبه 5 اردیبهشت1388 0:33 توسط بریدا
فکر کن توی تاکسی ، یکی کنارت بشینه که حتی با اون فاصله ای که بینتونه بازم هرم بدنشو احساس کنی و فکر کن اون لحظه از ته دل یه آرزو کنی که کاش به جای اون .... !!!!!!! و آهی از حسرت بکشی ! و چه آرزوی محالی ! فکر کن اینا تصورات ذهن داغون منه ! ببینم یه بار می تونی مثه من فکر کنی ؟؟!! اینا مخاطب نداره ها ! مخصوصا اون کلمه «می تونی» !!! همه ی تو ها رو جمع ببندید تا بشن شما !!!!! + نوشته شده در چهارشنبه 2 اردیبهشت1388 22:4 توسط بریدا |
|